السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

569

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه حَقَّ تُقاتِه » ) * در بيانات سابق اين معنا گذشت كه تقوا - كه خود نوعى احتراز است - وقتى تقواى از خداى سبحان مىشود كه احتراز و اجتناب از عذاب او باشد ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ » « 1 » . و چنين تقوايى وقتى محقق مىشود كه بر طبق خواسته و رضاى او رفتار شود . پس تقوا عبارت شد از امتثال اوامر خداى تعالى ، و اجتناب از آنچه كه از ارتكاب آن نهى فرموده ، و شكر در برابر نعمتهايش و صبر در هنگام ابتلاء به بلايش كه برگشت اين دو تاى اخير به يكى است ، و آن همان شكرگزارى است . چون « شكر » عبارت است از اينكه انسان هر چيزى را در جاى خود قرار دهد ، و صبر در هنگام برخورد با بلاى خدايى يكى از مصاديق اين معنا است . پس صبر هم شكر است . و سخن كوتاه اينكه ، تقواى خداى سبحان عبارت شد از اينكه ، خداى تعالى اطاعت بشود و معصيت نشود . و بنده او در همه احوال براى او خاضع گردد . چه اينكه او نعمتش بدهد و چه اينكه ندهد ( و يا از دستش بگيرد . ) اين معناى كلمه « تقوا » بود . ولى اگر اين كلمه با قيد « حق تقوا » اعتبار شود با در نظر گرفتن اينكه حق التقوى ، آن تقوايى است كه مشوب با باطل و فاسدى از سنخ خودش نباشد . قهرا حق التقوى عبارت خواهد شد از عبوديت خالص ، عبوديتى كه مخلوط با انانيت و غفلت نباشد . ساده تر بگويم : عبارت خواهد شد از پرستش خداى تعالى فقط بدون اينكه مخلوط باشد با پرستش هواى خويش ، و يا غفلت از مقام ربوبى . و چنين پرستشى عبارت است از اطاعت بدون معصيت و شكر بدون كفران ، و يا دائمى بدون فراموشى ، و اين حالت ، همان اسلام حقيقى است البته درجه عالى از اسلام . و بنا بر اين ، برگشت معناى جمله : * ( « وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » ) * همانند اين است كه فرموده باشد : اين حالت را يعنى حق التقوى را هم چنان حفظ كنيد تا مرگتان فرا رسد . و اين معنا غير از آن معنايى است كه از آيه : « فَاتَّقُوا اللَّه مَا اسْتَطَعْتُمْ » « 2 » استفاده مىشود . براى اينكه اين آيه به اين معنا است كه فرموده باشد : تقوا را در هيچيك از مقدرات خود رها نكنيد . چيزى كه هست اين استطاعت و قدرت بر حسب اختلاف قواى اشخاص و فهم

--> ( 1 ) بترسيد از آتشى كه آتشگيرانه اش انسانها و سنگها هستند . « سوره بقره ، آيه 24 » . ( 2 ) تا مىتوانيد از خدا بترسيد . « سوره تغابن ، آيه 16 » .